سلام به همه دوستای گلم - من برعکس مامانای دیگه وقتی به امیر یس چیزی میگم  و اون مخالفت میکنه  یه جورایی خوشحال میشم .وقتی میشنوم  اون هم دلائل خاص خودش رو داره و میگه نه ! حالا شاید دلیلش از نظر من منطقی و محکم نباشه ولی همینقدر که توانسته قدرت نه گفتن داشته با شه و دلائلش رو بیان کنه  برام خیلی خوشایند است .ما معمولا به بچه ها میگیم  هر چیزی بزگترها میگویند درست است و تو باید گوش کنی در حالی که قرار نیست هر کس از لحاظ سنی بزرگتر بود  الزاما در ست بگویید بطور کلی اموزش نه گفتن در کودکان یکی از موارد مهارتهای زندگی  در کودکان است که خیلی بحث گسترده ای است و باید در کودکان با دو شرط  ۱- شناخت خواسته غیر منطقی ۲-عدم ترس از بیان نه گفتن تقویت شود .

که در این مورد باید اموزشهایی در مورد شناخت خواسته های غیر منطقی نیز به کودک بدهیم ۰

اکثر کودکانی که مورد تهاجم جنسی فرار میگیرند دقیقا میدانند که نبایید تن به خواسته دیکری بدهند  اما نه گفتن را نیاموخته اند

اموزش نه گفتن در کودکان یک بیش نیاز است (نه گفتن یک حق است  و تمامی افراد باید از این حق برخوردار باشند  تا بتوانند در رویارویی  با برخی از خواسته ها توانایی ابراز  خواسته شان را داشته باشند.

البته تفهیم این موضوع به کودکان  خیلی ظریف است حواسمان باشد در شناخت این موضوع به کودکان به قولی از اون ور بوم نیافتیم  و کودک را نافرمان نکنیم -

اندر  احوالات  امیر بس  اینکه دیروز تولد پسر همسایمان  آرین بود  کارت تولد را یک روز قبل آورده بود و به امیر یس داد  بهش گفتم مامان جون  فردا باید ساعت  ۶ بری تولد  فردا صبح پسرم ساعت ۶ صبح پا شد که بره  بهش گفتم مامان جون حالا باید بری  مهد کودک  وفتی اومدی یکم  بخوابی بعد حمام کنی بعد بری ساعت ۶  عصر  اما خدا میدونه که تا عصر چند بار ازم پرسید مامان ساعت ۶ شد  خلاصه اینکه امیر یس سر ساعت ۶ خونه آرین بود و در واقع اولین مهمونی بود  که در مهمانی حاضر شد و البته آخرین مهمانی هم بود که به خانه  برگشت اما کلی بهش خوش گذشته بود .

by PARS-GSM رتباط با ما | قوانين| Valid HTML |  | Powerd by PARS-GSM

 


 

نوشته شده توسط مامان هدی در 89/08/05 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت